خرید بک لینک

آقای همکار همانطور که اتودش را توی دست گرفته بود، رو کرد به من و پرسید: «ببخشید، شما نوک ندارین؟». جواب دادم: «نه، من بال دارم». خندید. بالهایم را باز کردم و از پنجره سمت چپ پریدم بیرون. الان یک ربع است که لبه پشت بام نشستهام و سعی میکنم جیکجیکم را با بقیهی گنجشکها هماهنگ کنم.

برچسب: نویسنده: پرهام کوهی تاريخ: شنبه 17 مهر 1395 ساعت: 17:55

صفحه بندی