این اولین بار نبود که کسی به من میگفت: «چقدر راحت دل میکَنی!» راست هم میگفت. من آدمِ رها کردنم، آدمِ دل کندن، آدمِ گذاشتن و رفتن. چون فکر میکنم وقتی کسی، چیزی یا موقعیتی اذیتم میکند، بهترین کار این است که بگذارم و بروم. هیچچیز و هیچکس و هیچموقعیتی را نمیشود به زور نگه داشت و نمیشود به زور تغییر داد. برای همین هم لباسهایی را که برایشان جا ندارم، میبخشم؛ شهری را که هوایش ناراحتم میکند، ترک میکنم؛ آدمهایی را که سوهان روحم میشوند، فراموش میکنم. بله، درست خواندید، من آدمها را هم مثل کفشهای کوچکشده، مثل کتابهای خواندهشده و مثل ظروف لبپَر شده میگذارم و میروم. یک بار برای همیشه. چون معتقدم دلکندن تنها راه کنار آمدن با دنیاست...
برچسب:
نویسنده: پرهام کوهی